گلپا هر برنامه آوازی خود را به شکلی «میساخت» که تاثیر یک ترانه رنگین و دلنشین را داشت و از سر تا ته، ورد زبان مردم میشد. نوآوری او، کاری همهجانبه بود؛ از سلیقه خوش در انتخاب ملودیها، تحریرهای مخصوص به خود، گزینش مضمونهای دلنشین در شعر، مناسبخوانی و استفاده عالی از حنجرهای منعطف و چالاک برای آنچه که او میخواست. گلپایگانی، مفهوم «هنرمند حرفهای» را به شکلی که نیازهای جامعه نوین آن روزگار میطلبید، ترسیم کرد و خود، موفقترین نمونه آن بود. او برخلاف دیگر خوانندگان، با آواز شروع کرد و بعد به ترانهخوانی روی آورد و در هر دو زمینه، مبتکر و دارای جایگاه وسیع مردمی و نیز هنری است.
آثار او، از رسمی و غیر رسمی (مجلسی) متجاوز از هفتصد برنامه است.ربع قرن خانهنشینی اکبر گلپایگانی، از او هنرمندی منزوی و درهم شکسته نساخت. او با اتکا به روحیه ورزشکاری و دوری از بسیاری گرفتاریهای هنرمندان همنسل خود، با جدیت بیشتری تمرین کرد، هنرجویان جوان را درس داد و فعالیتهای صحنهای خود را در خارج از کشور ادامه داد. او موفقیتش را سرتا پا مدیون استعداد و کارآیی خود بوده، نه مدیون جناحی خاص از موسیقیدانان و یا حمایتهای بخش خصوصی و یا دولتی. زمانه نشان داد که گلپایگانی فراموش نشده است و یکی از این گواهان، فروش حیرتانگیز دو آلبوم او بود که چند سال پیش، از سد مجوز ارشاد گذشت و بهدست مردم رسید. اما رسیدن صدای او از رسانه ملی به گوش مردم ایران در سال 1385، مدیون خطرپذیری رضا مهدوی است، که منصب اداری و موقعیت کاری خود را برای این ایده، به مخاطره انداخت و رضایت مردم را رضایت خود دانست. امروز، گلپا از مرز 75 سالگی میگذرد. هنوز جوانتر از سن خود نشان میدهد. هنوز خوب میخواند و مثل همیشه، هوشیار و بذلهگو و سرزنده است. او، خودبهخود مثالی زنده از مفهوم «هنرمند مستقل» است؛ مستقل از تمام مسائلی که با استعدادترین هنرمندان نسلهای گذشته را به قید و بند کشیده است.


