بهرام جلالی پور
مقدمه
تئاتر در شکل امروزی آن پدیدهای وارداتی است و به زحمت از سنتهای نمایشی بومی نقش پذیرفته است. آموزش این هنر نیز طبعا آموزش پدیدهای وارداتی و متفاوت از شیوههای سنتی آموزش است. در شکل سنتی، هنر به عنوان یک حرفه و وسیله ارتزاق، ارثیهای خانوادگی قلمداد و از پدر به فرزند منتقل میشد. یعنی در فرایندی کاملا تجربی و کاملا عملی.
در غیاب این سنت تعلیم و تعلم سنتی و در غیاب یک پیشینه دیرپا و پایا، بهرهگیری از آموزش های مدرن بیش از پیش رخ مینماید. خصوصا اینکه بایستی بر باور غلطی نیز غلبه کرد: این اعتقاد که هنر پدیده ای ذاتی است و به اصطلاح کافیست «در خون» فرد باشد.
به این ترتیب، در گسترش و توسعه هنرهای نمایشی در ایران ضرورت توجه به امر آموزش صدچندان میشود. آموزشی که خود از دو جنبه حائز اهمیت است: نخست از جنبه فرهنگسازی؛ یعنی کمک به تربیت تماشاگر تئاتر و ارتقاء سطح جامعه در احساس نیاز نسبت به وجود تئاتر؛ و بعد، از جنبه تخصصآفرینی؛ یعنی ارتقاء سطح دانش و مهارتهای هنرجویانی که در آینده عرصههای آفرینش هنری را به دست خواهند گرفت.
ادامه مطلب

S.jpg)
S.jpg)
S.jpg)











